یمنبتیسبمنتسیبمنیتبیمنتبینمتبیسب
سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

معماری مدرن

معماری مدرن

یکی از موضوعات قابل توجه در زمینه معماری در قرن بیستم، پیشرفت مدرنیسم و واکنش های متنوع به این مقوله و مبحث معماری مدرن است. عموما واژه مدرن در مورد موضوعاتی به کار می رود که از ویژگی هایی متناسب با زمانه خود برخوردار هستند. اما در دهه ۲۰ میلادی یا در محافل آوانگارد، عبارت مدرن به رویکردی خاص اشاره دارد که گروهی از معماران به منظور کنار گذاشتن رویکردهای قبلی و ایجاد راهکاری کاملا جدید، متفاوت و متناسب با زمان خود، اتخاذ می کنند. وقوع جنگ جهانی اول، معماران پیرو سبک مدرنیسم را کاملا متقاعد کرد که سبک ها و روش های قدیمی رایج در اروپا با شکست مواجه خواهند شد. این معماران استفاده از تزئینات را به عنوان موضوعی بیهوده و منسوخ رها کرده و به دنبال نوعی زیبایی جدید و مدرن بودند که برای پاسخگویی به نیازها و همچنین با توجه به قابلیت های مواد و مصالح مدرن و رویکردهای سازه ای جدید مانند بتن مسلح و قاب های فولادی، شکل گرفته اند.ابداعات سازه ای

توسعه و گسترش استفاده از قاب های فولادی که در معماری مدرن از جایگاه ویژه ای برخوردار بود، ریشه در پیدایش قاب های آهنی داشت که اولین بار در ساختمان های اداری بلند مرتبه شهر شیکاگو در دهه ۸۰ در قرن ۱۹ میلادی مورد استفاده قرار گرفتند. تا آن زمان تمام ساختمان ها ایستایی خود را از طریق دیوارهای باربر به دست می آوردند و دیوار علاوه بر ایجاد فضایی کنترل شده نقش سازه ساختمان را نیز ایفا می کرد. به جز مواقعی که از گنبدها و یا طاق ها در ترکیب با پشتبندها در ساختمان های بزرگ عمومی و مذهبی استفاده می شد، با افزایش ارتفاع ساختمان، ضخامت دیوارهای باربر در پایه ساختمان بیشتر می شد تا سازه بتواند این بار عظیم را تحمل کند. بدیهی است که ارتفاع ساختمان نمی توانست از حدی فراتر رود زیرا در این صورت لازم بود تمام طبقات پایین آن به دیوار بدل شود.بلندترین ساختمان اداری ساخته شده با مصالح بنایی و دارای دیوارهای باربر، ساختمان مونادناک می باشد که در سال ۱۸۹۳ در شیکاگو ساخته شده است. این ساختمان ۱۷ طبقه داشته و ضخامت دیوارهای باربر آن در پایه ساختمان به شش فوت می رسد. با ابداع و توسعه قاب های فولادی، دیگر نیازی به تعبیه دیوارهای باربر نبود. ساختمان توسط قابی که درون دیوار تعبیه شده بود نگه داشته می شد و دیوار تنها شرایط محیطی و دمای فضای داخل ساختمان را کنترل می کرد.

در ابتدا این ساختمان ها با آجر، سنگ یا سفال ساخته می شدند و به همین دلیل از نظر بصری تفاوت چندانی با ساختمان های بنایی نداشتند. البته یکی از دلایل استفاده از این مصالح اطمینان دادن به کاربران بود که این سازه مدرن و جدید فرو نخواهد ریخت. اما با گذشت زمان پنجره ها بزرگ تر شده و پوشش ساختمان نیز نازک تر در نظر گرفته شد. دیوارهای غیر باربر به عنوان دیوارهای پرده ای شناخته شدند زیرا از قاب خود آویزان بودند. قاب های فولادی با استفاده از تیر ها و شاه تیرها امکان طراحی پلان های انعطاف پذیر را فراهم کردند و فضاهای داخلی بزرگ و عریضی را به وجود آوردند. و در عین حال معماران به دنبال مظاهر جدیدی از زیبایی بودند.زیبایی عملکردی

لوئیس سالیوان معماری که شدیدا تحت تاثیر پیشرفت های ایجاد شده توسط مکتب شیکاگو قرار داشت و کسی که تاثیری عمیق بر معماران پیرو مکتب مدرنیسم گذاشت، اولین بار عبارت “فرم از عملکرد تبعیت می کند” را در سال ۱۸۹۶ مطرح نمود. به عقیده او طرح یک ساختمان با معماری مدرن باید بر مبنای نیازهای عملکردی آن تعریف گردد نه بر مبنای ایده های کهن، تاریخی و رایج. در دهه ۳۰ قرن بیستم میلادی ایده “فرم از عملکرد تبعیت می کند” شدیدا مورد توجه معماران پیرو مکتب مدرنیسم قرار گرفت، کسانی که معتقد بودند رویکردی عمل گرا می تواند باعث شود ساختمان ها بدون نیاز به جزییات غیرضروری یا دکوراسیون های اضافی، به خوبی با نیازهای کاربران مطابقت داشته باشند. در سال ۱۹۳۲، فیلیپ جانسون به همراه منتقد و مورخ معماری، هنری راسل هیچکاک نمایشگاهی در موزه هنرهای مدرن در نیویورک (MOMA) برگزار کردند. در این نمایشگاه آن دو سبکی جدید به نام “مدرنیسم بین المللی” را با سه ویژگی اصلی معرفی کردند:. تاکید بر احجام معماری به جای جرم های سنگین و بزرگ. دیوارهای نازک، با پنجره هایی که در سطوح خارجی قرار گرفته اند. احجامی کاملا متفاوت با دیوارهای باربر سنگین که چند بازشدگی در آن ها تعبیه شده بود.

. کنار گذاشتن تقارن در طراحی که ویژگی اصلی آثار معماری سنتی بود. هیچکاک و جانسون عقیده داشتند که مدرنیسم نظم را جایگزین تقارن کرده است. نظمی که با تعریف ریتم، توازن و تعادل در آثار به وجود می آید.

. و در نهایت، مدرنیسم تزیینات را به کلی رد می کند و زیبایی بصری را از طریق زیبایی ذاتی مصالح، تناسبات جذاب و المان های سازه ای خلق می کند.

این سبک از مدرنیسم با تعریفی جدید از معماری، به گفته هیچکاک و جانسون در هر اجتماع، فرهنگ یا شرایط آب و هوایی قابل استفاده بوده و به همین دلیل معماری مدرن از نیویورک گرفته تا مسکو، از رم تا Winnipeg و نهایتا از سئول تا ریو دو ژانیرو گسترش یافت.سه معمار بسیار موفق در سبک مدرنیسم

با آغاز قرن بیستم فرانک لوید رایت سبک Prairie را در معماری مدرن ایجاد کرد. سبکی با سایه روشن های افقی و کوتاه، پیش آمدگی های عمیق، پلان باز و تزییناتی نه به شیوه سنتی بلکه منطبق بر هندسه و طبیعت. آثار رایت در این سبک جدید در اروپا در سال ۱۹۱۰ در مجلات متعددی مطرح شد و در محافل آوانگارد شهرت بسیاری یافت. در دهه ۲۰ میلادی چندین ساختمان بدیع که هم اکنون به عنوان نماد مدرنیسم مطرح هستند در اروپا ساخته شدند. از مهمترین آن ها می توان خانه Schröder اثر گرت ریتولد در Utrecht، هلند یا ویلا ساوای لوکوربوزیه در پویسی، فرانسه را نام برد که تاثیر بسیار زیادی بر آثار معماری داشته اند. ویژگی های استاندارد خانه سازی در اواسط قرن بیستم در حومه شهرها شامل پلان های باز و کانوپی های عمیق طره شده، همگی ریشه در تجربیات اولیه مکتب مدرنیسم دارند. سه فردی که در مکتب مدرنیسم نقش بسیار پررنگی داشته اند والتر گروپیوس، لودویگ میس من در رو و لوکوربوزیه هستند.گرت ریتولد، خانه Schröder، Utrecht، ۱۹۲۴

در خانه Schröder در طبقه بالایی هیچ دیوار ثابتی وجود ندارد و تنها پانل های متحرک فضا را تقسیم بندی می کنند. پلان باز تعریف شده در این خانه که اکنون بسیار رایج است در زمان خود بسیار با روش های رایج فاصله داشت. فرم نامتقارن ساختمان نشان دهنده اجتناب از معیارهای سنتی و گرایش به معماری مدرن می باشد. این ساختمان از نظر بصری هیچ ارتباطی با ساختمان های مجاورش ندارد.

والتر گروپیوس

مدرسه باهاوس که در سال ۱۹۱۹ در آلمان تاسیس شد، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین مراکز آموزش معماری بوده و هست. زمانی که رژیم نازی مانع فعالیت این مدرسه در سال ۱۹۳۳ شد، والتر گروپیوس (۱۹۶۹-۱۸۸۳) که زاده برلین بود مانند بسیاری از معماران آوانگارد دیگر به دانشکده های معماری در ایالات متحده رفت تا سبک مدرنیسم را در این قاره دنبال کند.

گروپیوس که حرفه معماری را از استودیو پیتر برنس – کسی که به عنوان اولین طراح صنعتی شناخته شده است –  آغاز کرد، به شدت تحت تاثیر آموزه های فرانک لوید رایت قرار گرفت. گروپیوس به همراه آدولف میر نمای کارخانه تولید کفش فاگوس را طراحی کرد. این ساختمان به دلیل فرم ساده و مکعبی شکل که از هیچ تزیینات اضافی برخوردار نبود و همچنین به دلیل نمای شیشه ای خود شناخته شده است.

گروپیوس در سال های ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۸ مدیریت مدرسه باهاوس را به عهده داشت. این مدرسه بر اساس این ایده تاسیس شد که تمام هنرها و صنایع از ارزش یکسانی برخوردارند و باید در کنار یکدیگر یک اثر برجسته را ایجاد نمایند. برخلاف مکاتب دیگر مانند مکتب هنر و صنایع، باهاوس از تکنولوژی و قابلیت های تولید انبوه برای خلق محصولات با کیفیت و کاربردی استقبال می کرد. اگرچه معماری تا اواخر دهه ۲۰ میلادی وارد برنامه های این مدرسه نشد اما با این حال این مرکز تاثیرات بسیار مثبت و عمیقی بر آموزش معماری گذاشت. گروپیوس سر انجام به ایالات متحده رفت و در دانشگاه هاروارد و MIT به تدریس ایده های خود پرداخت.نمای طراحی شده توسط والتر گروپیوس و آدولف میر، کارخانه تولید کفش فاگوس، آلمان، ۱۳-۱۹۱۱

پیش از تولید قاب های فولادی امکان این نبود که در گوشه های ساختمان از نمای شیشه ای استفاده شود، به همین دلیل معماران از این امکان برای نشان دادن ابداعات جدید سازه ای استفاده کردند. با به کارگیری نمای شیشه ای، امکان استفاده هرچه بیشتر از نور طبیعی فراهم شد. و به جای استفاده از تزیینات سنتی، این مصالح هستند که با ایجاد ریتم و توازن زیبایی بصری ایجاد می کنند.

گروپیوس در آغاز علاوه بر پیتر برنس در کنار معمارانی که در سبک مدرنیسم در جهان شناخته شده هستند کار کرد: لودویگ میس ون در رو (۱۹۶۹-۱۸۸۶) و چارلز- ادوارد جانرت- گریس که بعدها با نام لوکوربوزیه شناخته شد (۱۹۶۵-۱۸۸۷). اگرچه در ابتدا آن های ایده های مشابهی داشتند اما با گذر زمان تفاوت هایی در سبک کارشان دیده شد. بیشتر معماران اواسط قرن بیستم تحت تاثیر سبک کاری میس ون در رو و لوکوربوزیه قرار داشتند اما برای تمامی آن ها مکانیزم طراحی ساختمان، معماری بر مبنای سازه و مصالح بود و نه سبک و تزیینات. اجتناب از تمامی معیارهای سنتی طراحی باعث شد شهرها سیمایی مدرن پیدا کنند.والتر گروپیوس، باهاوس، دساو، ۲۶- ۱۹۲۵

مدرسه باهاوس در میان هنرها و صنایع مختلف برای خلق آثار برجسته هماهنگی برقرار کرد و توانست تاثیر بسیار عمیقی بر معماری مدرن، طراحی گرافیکی، طراحی مبلمان، طراحی داخلی، چاپ و طراحی صنعتی داشته باشد.

لودویگ میس ون در رو

میس ون در رو مدیریت باهاوس را از سال ۱۹۳۰ تا زمانی که این مدرسه تعطیل شد، به عهده داشت و پس از آن به ایالات متحده رفت و فعالیت های خود در زمینه معماری مدرن را ادامه داد. او در انستیتو تکنولوژی ایلینویز (IIT) در شیکاگو به تدریس پرداخت. او سبک جدیدی را ایجاد کرد که در آن عموما از شیشه های تیره و فلز استفاده می شود. او در طراحی ساختمان هایش معمولا بر فرم و شبکه بندی سازه تاکید دارد: یک آسمان خراش بلند با سطحی صیقلی مانند ساختمان سیگرام در نیویورک یا یک پاویون کوتاه مرتبه مانند کراون هال در ساختمان دانشکده معماری انستیتو تکنولوژی ایلینویز. میس ون در رو یک فرم اصلی را برای ساختمان های متنوعی به کار برده است و از این طریق بر عبارت “less is more” تاکید دارد. او معتقد است سازه به تنهایی باید عامل زیبایی ساختمان باشد. او گاهی به دلیل اجتناب از در نظر گرفتن کامل الزامات ساخت مورد نقد قرار می گرفت. منتقدین عقیده داشتند نیازهای عملکردی برای او در درجه دوم اهمیت قرار دارد و توجه اصلی او به مسائل زیبایی شناختی با تعریف خاص خودش می باشد.میس ون در رو، کراون هال، IIT، شیکاگو، ۵۶-۱۹۵۰

ارسال دیدگاه
توسط
تومان
×

پی اس کافه
توجه ! لطفا قبل از شروع گفتگو ، حتما پیام رسان واتساپ را نصب کنید

×